بومیسازی و توسعه فرمولاسیون مواد افزودنی و کاتالیزورهای تخصصی برای تولید نخ و الیاف پلیاستر مبتنی بر مسیر DMT–EG
جزئیات پروژه
| 2- شرح مسئله |
| توضیح: شرح مختصری از مسئله مورد نظر خود طبق سرفصل های زیر ارائه دهید.
شرح کلی مسئله (در این قسمت مسئله و نیاز خود را تشریح نمائید) ۱.وابستگی بحرانی به مواد شیمیایی وارداتی در فرآیند تولید پلیاستر واحد صنعتی حاضر، به عنوان یکی از تولیدکنندگان کلیدی نخ و الیاف پلیاستر، از فرایند تولید پلی استر بر پایۀ دیمتیلترفتالات (DMT) و اتیلن گلایکول (EG) بهره میبرد. پایداری عملیاتی و کیفیت محصول نهایی در این مسیر تولیدی، وابستگی مطلق به تأمین دقیق و مستمر مجموعهای از مواد افزودنی و کاتالیزورهای حیاتی دارد. این مواد شامل موارد زیر میباشند:
در حال حاضر، بخش قابل توجهی از این مواد کلیدی از منابع خارجی تأمین میگردند. این وابستگی، مجموعهای از ریسکهای استراتژیک، عملیاتی و اقتصادی را به شرکت تحمیل کرده و به یک گلوگاه بحرانی برای پایداری و رشد کسب و کار تبدیل شده است. پایداری و کیفیت محصول نهایی به تأمین دقیق و مداوم مواد اولیه تخصصی و افزودنیهای شیمیایی وابسته است. ۲. وابستگی وارداتی و آسیبپذیری تأمین در حال حاضر، تأمین بخش قابل توجهی از مواد فوق صرفاً از طریق واردات انجام می گیرد. این وابستگی به منابع خارجی سبب بروز چالش های جدی می شود: – خطر توقف خطوط تولید: هرگونه اخلال در زنجیره تأمین ناشی از محدودیتهای ارزی، تحریمهای بینالمللی یا تغییرات بازار جهانی، منجر به توقف کامل تولید خواهد شد. -نوسانات قیمت و نرخ ارز: تغییرات در هزینه تأمین مواد اولیه موجب افزایش هزینه تمامشده و کاهش قابلیت پیش بینی در برنامهریزی تولید میگردد. – مشکلات کیفی: به ویژه در مورد TiO2 وارداتی، اصلاح سطحی ناقص سبب تجمع ذرات، افزایش فشار پشت پکهای ریسندگی و کاهش راندمان تولید الیاف میشود. مورد دیگر کاهش پارامترهای کیفی از جمله Purity Dry content در محموله های واراداتی که منجر به افزایش مصرف مواد و افزایش هزینه تولید می گردد. – تأخیر در تأمین: طولانی بودن زمان تحویل و نیاز به ذخیرهسازی بلند مدت، انعطاف عملیاتی را کاهش داده و هزینههای اضافی ایجاد میکند. ۳. چالشهای فنی و کیفی مواد شیمیایی مصرفی مواد شیمیایی مورد استفاده در فرایند تولید پلی استر بر پایه DMT–EG دارای ویژگیهای عملکردی حساس و پیچیده هستند: کاتالیزورهای سدیم و منگنز استات: باید با خلوص بالا، یکنواختی دانه بندی و فعالیت کاتالیستی تعریف شده تهیه شوند تا شرایط سینتیکی فرآیند پایدار بماند. -در مورد کاتالیزور Sb2O3 ، کیفیت نوری و مکانیکی پلیمر به اندازۀ ذرات و سطح ویژۀ این ماده وابسته است. -تیتانیوم دی اکسید گرید فایبر نیاز به اصلاح سطحی پایدار با مقاومت شیمیایی بالا در محیط EG و کنترل تجمع ذرات طبق اصول DLVO و تنظیم دقیق ζ-potential دارد. -اسید فسفریک: باید عاری از آلودگیهای فلزی باشد و زمان و نحوۀ تزریق آن دقیق کنترل شود تا از اختلال در واکنش جلوگیری گردد. – بایوسایدها: ملزم به سازگاری با شرایط دمایی و شیمیایی آب صنعتی و پایداری در برابر رشد میکروبی هستند. – فینیشهای ریسندگی: فرمولاسیون این مواد باید خواص فیزیکی نظیر ویسکوزیته و ضریب اصطکاک (COF) مطلوب برای تولید فایبر PET در مسیر تولید تأمین کند. ۴. نبود جایگزین داخلی با کیفیت قابل قبول در حال حاضر، هیچ یک از تولیدکنندگان داخلی قادر به تولید این مواد با کیفیت و مشخصات مورد نیاز مطابق استانداردهای صنعتی نمیباشند یا اساساً تولید داخل وجود ندارد. این امر موجب افزایش ریسک عملیاتی و کاهش پایداری تولید شده و اجرای پروژههای توسعهای یا بهبود فناوری را با مخاطرات جدی مواجه میسازد. ۵. اهمیت بومیسازی و مزایای علمی و صنعتی بومیسازی تولید این مواد نه تنها وابستگی خارجی را از میان می برد؛ بلکه بهبود قابلیت کنترل فرایندی در پارامترهای فنی-شیمیایی را نیز فراهم میکند. با تولید داخلی، ویژگیهایی نظیر: توزیع اندازۀ ذرات (Particle Size Distribution)، پتانسیل زتا (ζ-potential)، مقاومت ویژه (Specific Resistance) و قابلیت پخش در آب (Water Dispersibility) می توانند براساس مشخصات فنی مورد نیاز خط تولید بهینهسازی شوند. این رویکرد منجر به ارتقاء کیفیت محصول، کاهش هزینه تولید و افزایش پایداری فرآیند میگردد.
|
|
چرایی نیاز: (در این قسمت می بایست عللی که منجر به بروز این مسئله و نیز احساس نیاز متقاضی برای دریافت این فناوری خاص شده است بیان شود ) وابستگی فرایند تولید نخ و الیاف پلیاستر واحد صنعتی به مواد افزودنی و شیمیایی وارداتی طی سالهای اخیر به یک عامل بحرانی در بروز مشکلات عملیاتی، اقتصادی و کیفی بدل شده است. بهویژه، ماهیت اختصاصی تولید پلیاستر به روش DMT–EG و حساسیت شدید این فرایند به خواص دقیق مواد اولیه و افزودنیها، سبب شده است که هرگونه اختلال یا عدم انطباق در تأمین، پیامد مستقیم و ناگهانی بر پایداری تولید و کیفیت نهایی محصول داشته باشد. دلایل اصلی ضرورت بومیسازی فناوری و مواد تخصصی ۱. ریسک بالا در تأمین مواد کلیدی
۲. اثر نوسانات بازار و نرخ ارز بر هزینه تمامشده
۳. مشکلات کیفی ناشی از عدم انطباق مواد وارداتی با نیاز خط تولید
۴. ضرورت اصلاح خواص مواد مبتنی بر نیازهای اختصاصی تولید پلی استر برپایه DMT–EG
۵. افزایش امنیت صنعتی و ارتقاء رقابتپذیری
مجموع مخاطرات و محدودیتهای ناشی از وابستگی به واردات، لزوم شفاف و فوری بومیسازی دانش فنی و تولید داخلی این دسته از افزودنیها و مواد شیمیایی را اثبات میکند. دستیابی به فناوری تولید داخل، ضمن تأمین پایدار و قابل کنترل، امکان افزایش کیفیت، کاهش قیمت تمامشده و انطباق کامل با نیازهای ویژۀ فرایند DMT–EG را فراهم مینماید.
پیشینه مسئله و مفاهیم علمی مرتبط با مسئله: ( در این قسمت در رابطه با مفاهیم و تئوری هایی که حول این نیاز وجود دارد، توضیحاتی داده شود.)
۱. جایگاه صنعتی و پیشینۀ مسیر DMT–EG فرا یند تولید پلیاتیلن ترفتالات (PET) فایبرگرید در واحد صنعتی حاضر مبتنی بر روش DMT–EG است. این مسیر به واسطه ویژگیهای عملیاتی خاص، وابسته به مواد افزودنی و کمک فرایندهایی با مشخصات فنی دقیق و عملکرد قابل اطمینان میباشد. کیفیت و پایداری محصول نهایی به میزان تطابق این مواد با الزامات فرآیندی وابسته است. با توجه به وابستگی به منابع وارداتی و عدم تطابق کامل مشخصات فنی مواد با نیاز خط تولید، طی سالهای اخیر مشکلات مستمر در حوزه کیفیت محصول و استمرار تولید مشاهده شده است. ۲. مواد کلیدی و مفاهیم علمی بنیادین الف) کاتالیزورها (Mn(OAc)2، NaOAc، Sb2O3)
ب) دیاکسید تیتانیوم (TiO2) فیبرگرید با اصلاح سطحی ضد اگلومراسیون
ج) اسید فسفریک (H3PO4)
د) بایوسایدهای صنعتی
ه) فینیشهای ریسندگی نخ یارن (مانند Delion)
۳. ارتباط مفاهیم علمی با ضرورت بومیسازی فرآیند
|
| 3- حوزه تخصصی مسئله ( تخصص هایی که درگیر می شوند) |
|
موفقیت این پروژه نیازمند همافزایی مجموعهای از تخصصهای علمی و مهندسی است که زنجیره ارزش را از سنتز مولکولی مواد تا ارزیابی عملکرد محصول نهایی در بر میگیرد. این رویکرد یکپارچه تضمین میکند که راهحلهای توسعهیافته نه تنها از نظر علمی معتبر؛ بلکه در مقیاس صنعتی نیز کارآمد، اقتصادی و پایدار هستند. در ادامه، حوزههای تخصصی درگیر و ساختار تیم اجرایی مورد نیاز تشریح میشود. این پروژه در سه حوزۀ اصلی تعریف میشود: ۱) علوم پایه و مواد ۲) مهندسی و فرآیند و ۳) کنترل کیفیت و ارزیابی فنی-اقتصادی. 1. حوزههای شیمی و علوم مواد الف) شیمی فرایند و کاتالیست
طراحی و بهینهسازی ترکیب کاتالیزورهای فلزیMn، Na، Sb با توجه به ویژگیهای واکنش مسیر DMT–EG و تأثیر بر پلیکاندیشن و استریفیکاسیون. بررسی و مدلسازی مکانیزم اثر افزودنیها شامل TiO2، H3PO4، و فینیشهای ریسندگی بر رفتار شیمیایی و عملکرد محصول نهایی.
ب) شیمی معدنی سنتز TiO2 فیبرگرید با اصلاح سطحی هدفمند شامل پوششدهی آلی–سیلیکونی برای ارتقاء پایداری پخشپذیری و مقاومت به اگلومراسیون در مذاب پلیمر. تهیه و خالصسازی کاتالیزورهای فلزی با کنترل دقیق PSD (توزیع اندازه ذره) و ویژگیهای سطحی. ج) شیمی آلی و مهندسی سطح توسعه و تولید فرمولاسیون فینیشهای نساجی با خواص ضداستاتیک و کنترل اصطکاک مناسب برای بهبود فرآوری الیاف در مراحل ریسندگی و بافندگی. انتخاب و ارزیابی بایوسایدهای سازگار با شرایط عملیاتی آب صنعتی از لحاظ پایداری حرارتی و شیمیایی.
۲. حوزههای مهندسی و فرایند الف) مهندسی شیمی طراحی و ساخت واحدهای آزمایشگاهی و پایلوت برای سنتز و تولید مواد افزودنی و کاتالیزورهای مورد نیاز. شبیهسازی عددی و تجربی رفتار کاتالیزورها و افزودنیها در جریان مذاب پلیاستر، به منظور پیشبینی عملکرد و پایداری آنها. ب) مهندسی پلیمر تحلیل جامع خواص فیزیکی و شیمیایی PET فیبرگرید بر اساس استفاده از مواد داخلی، شامل آزمونهای مکانیکی و نوری. بررسی تأثیر افزودنیها بر مشخصات فنی الیاف، از جمله استحکام، مدول، شفافیت و پایداری رنگ. ج) مهندسی نساجی ارزیابی تخصصی عملکرد فینیشها در مراحل ریسندگی، بافندگی و تکمیل پارچه جهت تضمین خواص پروسسینگ، کاهش اصطکاک، و ارتقاء کیفیت سطح فایبر. اندازهگیری کمی ضریب اصطکاک فایبر، مقاومت الکتریکی، و پایداری فینیشها بر سطح الیاف در شرایط عملیات صنعتی. ۳. حوزههای کنترل کیفیت و ارزیابی فنی الف) آنالیز شیمیایی و فیزیکی استفاده از تکنیکهای پیشرفته مانند ICP–OES یا AAS برای تعیین عناصر فلزی در کاتالیزورها و TiO₂ آنالیز پتانسیل زتا (Zeta Potential) و توزیع اندازه ذرات (PSD) جهت ارزیابی پایداری و قابلیت پراکندگی مواد افزودنی. ب) آزمایشگاههای نساجی انجام آزمونهای تخصصی ضریب اصطکاک (COF)، شاخص زردی (YI) و مقاومت به UV برای ارزیابی عملکرد فینیشها و خواص نوری و مکانیکی فایبر. بررسی طولانیمدت اثربخشی بایوسایدها در سیستمهای آب صنعتی و سنجش مقاومت آنها در شرایط عملیاتی. ج) مدیریت پروژه و اقتصاد مهندسی تحلیل فنی–اقتصادی مقایسه تولید داخلی مواد افزودنی با واردات، شامل برآورد هزینه، ظرفیت تولید، و پایداری زنجیرۀ تأمین داخلی. ارزیابی بازار و تجاریسازی محصول جهت افزایش رقابتپذیری و امنیت تولید صنعتی.
ترکیب تیم تخصصی پیشنهادی پروژه: ۱. شیمی یا مهندس پلیمر: طراحی فرمولاسیون مواد، مدلسازی واکنشها و کنترل فرایند شیمیایی.
۲. متخصص شیمی معدنی و اصلاح سطحی: سنتز TiO2 و کاتالیزورهای فلزی، توسعۀ پوششهای سطحی و کنترل کیفیت فیزیکی شیمیایی. ۳. مهندس فرآیند صنعتی: طراحی و بهرهبرداری واحدهای تولید نیمهصنعتی و صنعتی، استقرار فناوری تولید مواد. ۴. کارشناس نساجی: ارزیابی عملکرد فینیشها و خواص نساجی فیبر در مراحل ریسندگی و تکمیل. ۵.کارشناس کنترل کیفیت: اجرای آزمونهای مواد و محصول، آنالیز شیمیایی و فیزیکی، اعتبارسنجی دادههای کیفی. ۶. اقتصاددان صنعتی: تحلیل اقتصادی تولید داخلی، راهبری طرح تجاریسازی و مدیریت زنجیرۀ تأمین.
|
| 4- حوزه کاربرد مسئله |
| این پروژه صرفاً به ارتقاء فرآیند تولید یک واحد نخ و الیاف محدود نمیشود، بلکه گسترۀ تأثیر آن حوزههای متعددی از صنایع ملی، فنی، زیست محیطی و اقتصادی را شامل میگردد:
۱. صنایع نساجی و پوشاک
۲. صنایع فنی و مهندسی
۳. صنایع خودروسازی و حملو نقل
۴. صنایع بستهبندی
۵. حوزه محیطزیست و توسعه پایدار
۶. اقتصاد ملی و امنیت صنعتی
|
| 5- ویژگیها و خروجیهایی که روش یا فناوری مورد درخواست می باید داشته باشد ( به طور جزئی تشریح شود) |
الف) کیفیت فنی و سازگاری با فرایند DMT–EG
ب) قابلیت تولید با تکرارپذیری و یکنواختی بالا
ج) کاهش و کنترل ناخالصیها
د) تطابق با الزامات ایمنی و محیطزیست
خروجیهای مورد انتظار فناوری الف) کاتالیزورهای داخلی با مشخصات صنعتی
ب) TiO₂ فایبرگرید اصلاحشده
ج) اسید فسفریک خلوص بالا
د) بایوسایدهای پایدار
ه) فینیشهای نساجی تخصصی
الزامات عملکردی فرایند تولید داخلی
ارزش افزودۀ فناوری و دستاوردهای کلیدی
افزایش پایداری محیطزیستی و تطابق با استانداردهای روز دنیا و ارتقای جایگاه ایران در بازارهای منطقهای و جهانی صنایع نساجی و پلیمر.
|
| 6- از بعد اقتصادی و مالی رفع مسئله / فناوری مورد درخواست تا چه میزان هزینه ای مقرون به صرفه تلقی خواهد شد؟ |
| شاخصهای کلیدی مقرونبهصرفه بودن (Key Economic Viability Metrics)
الف) کاهش هزینه تأمین (Cost Down Ratio) با کاهش مجموع هزینه مالکیت (Total Cost of Ownership, TCO) مواد اولیه به میزان حداقل ۲۵–۳۵٪ نسبت به سناریوی واردات با قیمت کمتر تهیه می گردند. شاخص های اصلی کاهش هزینه: 1. بومیسازی زنجیرۀ تأمین: حذف هزینههای حملونقل بینالمللی، گمرک و افزایش شفافیت و کنترل هزینهها. 2. کاهش ریسک ارزی: کاهش آسیبپذیری نسبت به نوسانات نرخ ارز و ثبات هزینههای تأمین. 3. یکپارچهسازی فرایند و مواد مصرفی:کاهش ضایعات و هزینههای ناشی از کیفیت نامتعارف مواد ورودی به واسطه تطبیق کامل فرمولاسیون با نیازهای فرایند تولید پلی استر.
ب) بازگشت سرمایه (Payback Period) و نرخ بازده سرمایه (ROI) – آستانه بازگشت سرمایه: کمتر از ۳ سال (هدف بهینه صنعتی: ۱.۵–۲ سال). – هدف نرخ بازده سرمایهگذاری سالانه: بیشتر از ۲۰٪ (ROI>20%)، مطابق با معیارهای پروژههای شیمیایی–پلیمری با ریسک متوسط. – فرمول محاسبه: که: – Annual Net Saving: مجموع صرفهجویی سالانه مستقیم (Cost Savings) و کاهش ضایعات. – Additional Revenues: درآمد حاصل از فروش مازاد تولید یا خدمات مشتق شده از فناوری داخلیسازی. – :CAPEX مخفف Capital Expenditure و به معنی «هزینههای سرمایهای» است.
ج) پایداری هزینهها (Price Stability Index) – تعریف شاخص: مقاومت و پایداری هزینۀ تأمین مواد اولیه نسبت به نوسانات بازار جهانی. – هدف عملیاتی: محدودساختن دامنه نوسان هزینه مواد اولیه به ±۵٪ طی یک دوره بلندمدت (حداقل ۵ سال) با تکیه بر قراردادهای قابل اتکا با تأمینکنندگان داخلی.
د) منافع اقتصادی غیرمستقیم (Indirect Economic Benefits) – کاهش هزینۀ توقف تولید (Downtime Cost Avoidance): کاهش هزینۀ ناشی از اختلال یا توقف خطوط در بحران تأمین، که در فرایندهای پیوسته تولید نخ و الیاف پلی استر اهمیت حیاتی دارد. – صرفهجویی کیفی و فرمولاسیونی (Quality Driven Savings): کاهش اتلاف مواد و انرژی از طریق بهینهسازی فرمولاسیون و افزایش بازده فرآیندی. – (Market Leverage): امکان استفاده از ظرفیت مازاد برای ورود به بازارهای جدید داخلی و صادراتی، افزایش سهم بازار و بهرهبرداری از اقتصاد مقیاس.
۲. ارزیابی ریسک اقتصادی و تحلیل حساسیت (Economic Risk & Sensitivity Analysis) الف) عوامل ریسک (Risk Factors) – ریسک اختلال زنجیرۀ تأمین (Supply Disruption Risk): کاهش وابستگی به واردات تا نزدیک به صفر و حذف اثرپذیری از تحولات ژئوپلیتیکی. – ریسک فناورانه (Technology Risk): وجود امکان بازگشت سریع و بدون خسارت به تأمین وارداتی در صورت عدم موفقیت فناوری داخلیسازی. – ریسک مقرراتی (Regulatory Risk): استقرار کامل سامانه تولید بر پایه انطباق با استانداردهای بینالمللی شیمیایی و زیستمحیطی نظیر OEKO TEX و REACH. ب) پارامترهای حساسیت (Sensitivity Parameters) – آستانه سربهسری (Break Even Cost Reduction): تعیین درصد حداقلی کاهش هزینه که پروژه را از زیاندهی به سوددهی میرساند. – نسبت سودآوری نسبت به ظرفیت (Elasticity to Volume): سنجش تغییر سود خالص به ازای تغییر در ظرفیت تولید سالانه یا اجرای پروژه در مقیاس متفاوت. فناوری داخلیسازی مواد اولیه مسیر DMT–EG در تولید نخ و الیاف پلی استر زمانی از منظر صنعتی و اقتصادی «مقرونبهصرفه» تلقی میشود که کلیه شاخصهای زیر تحقق یابند: 1. Cost Down Ratio ≥ 25% همراه با کنترل نوسان هزینه در بازۀ چندساله و استقلال از نوسانات بینالمللی؛ 2. Payback Period ≤ 3years و ROI ≥ 20%** با قابلیت مانیتورینگ مستمر تحقق اهداف مالی؛ 3. تأمین پایدار و حذف ریسک توقف تولید** حتی در سناریوهای بحران خارجی؛ 4. افزایش ارزش افزوده: از طریق ارتقاء سطح کیفی محصول، بهینهسازی مصرف منابع و توسعه بازارهای صادراتی و رقابتپذیری بینالمللی. |
| 7– پیش بینی مدت زمان لازم برای پروژه (ماه) : 12 ماه |
| 8- تاریخ احتمالی شروع پروژه: 01/09/1404 |
| 9- موارد مورد نظر برای ارائه در پروپوزال ها |
| (توضیح: در این قسمت با توجه به نوع درخواست، مواردی که به لحاظ فنی و اقتصادی و اجرایی مورد نظر شماست تا توسط پیشنهاددهندگان در پروپوزال خود درج کنند را اعلام نمایید)
الزامات فنی (Technical Requirements) ۱. مشخصات مواد اولیۀ هدف
۲. فرآیند تولید پیشنهادی
۳. استانداردها و انطباق
الزامات اقتصادی (Economic Requirements) ۱. تحلیل هزینه فایده (Cost–Benefit Analysis)
۲. پایداری اقتصادی
۳. تحلیل ریسک اقتصادی
الزامات اجرایی و لجستیکی (Operational Requirements) ۱. پایلوت و برنامه مقیاسپذیری (Pilot & Scale Up Plan)
۲. ظرفیت تولید و زمانبندی اجرا
۳. تأمین منابع و مدیریت زنجیره تولید داخلی
نحوۀ ارائه و ساختار پیشنهادی پروپوزال پیشنهاددهنده ملزم است کلیۀ اطلاعات موضوعات فوق را به صورت سازمانیافته طبق قالبهای زیر ارائه کند:
|
نوع انجام: سایت و محل
1 تا 3 ماه
سطح متوسط